تبليغاتX
L U C K Y - L O V E R S
L U C K Y - L O V E R S



من و تو

 

وقتی ما به هم لبخند می زنیم

تو یه گوشه ی دنیا

یه بچه خم میشه تا شیشه خرده ها رو از رو زمین جمع کنه

و یه کم اون طرف تر

مردی خم میشه تا سنگی برداره واسه زدن کبوتر!

 

وقتی ما همدیگرو در آغوش می گیریم

یه جایی

یه بچه کتاباشو برمیداره که بره مدرسه

درست وقتی که یه دزد تفنگی برداشته به اندازه ی سرقت یه خونه!

 

       عزیزم 

            ببین من و تو 

                          تو چه دنیایی همدیگرو دوست داریم . . .       

           

دوشنبه 31 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

آی خدا ممنونم ازت

 

اولین باری که وارد دانشگاه شدم، هیچ ذهنیتی از عشق در سر نداشتم

ولی

خیلی زود (به قول خودم) عاشق شدم

سه سال انرژی صرف کردم

دیگه شُمایی که منو میشناسید میدونید چی میگم

ولی

الآن حوشحال و خوشبختم

چون اون دیگه توی زندگیم نیست

حتی اسمش

و وجودی با منه که میدونه چی میگم

کسی که عشق رو درک میکنه

کسی که از سرم زیاده

کسی که بدجوری دلتنگشم

کسی که عاشقش شدم عجیب

و این بار مطمئنم که اشتباه نمیکنم

سحر بی نظیره

اینو نه تنها من، بلکه همه ی اونایی که میشناسنش میگن

حرف زدن باهاش لذت بخشه

چه برسه به با او بودن

یه عالمه حرف  دارم برا زدن

و یه عالمه نتونستن

میخوام زندگیه آیندمو در کنارش بسازم

که هنوز شک دارم آیا لایقش هستم، یا نه !!!

 

شنبه 29 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

کی قد من دوستت دارد؟

تو کوچه های خلوتِ خیال های عاشقی

روی نبضِ هر ترانه ای

هیچ باوری

به پای قلب من نمی رسد

بُرو بگرد

ببین

کی قد من دوستت دارد؟

 

جمعه 28 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

آروم باش

 

آروم باش عشق من

  همه عاشقو به دل بی تابش می شناسن

           اما من طاقت بی قراری های تو رو ندارم

               نگاه آرومتو می خوام که انگار همون اول کار

                        واژه ی آرامشو از رو چشات تعریف کردن

آروم باش خوب من

  خودش هوامونو داره

      که اگه نداشت معلوم نبود تا الان چی به سرمون میومد

آروم باش بهزاد من

  پیش هم بودن برامون رسیدن به اوجه

      اما رسیدن به اوج بال و پر جادو نمی خواد

آروم باش و باور کن

   که فاصلمون خیلی کمه  

      حتی کمتر از همه ی لحضه های با هم بودنمون

 

جمعه 28 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

آی خدا دلگیرم ازت، آی زندگی سیرم ازت

 

سلام خداجون

خوبی؟ اوضاع و احوالت ردیفه؟

فکر نکن اومدم که فقط حالتو بپرسما!

یه عالمه گِلِه دارم ازت

الآن ساعت 2 نیمه شبه

من بیدارم و دلواپس سحر

خودت که می دونی قضیه از چه قراره

خودتو نزن به کوچه ی علی چپ

برات میگم

اول که یه برنامه چیدی که سحر تصادف کنه و مایوس از زندگی

که موفق نشدی

حالا هم هر روز یا مریضش می کنی یا فکرای ناراحت کننده به سراغش می فرستی

الآن نزدیک به 1 ماهه که ندیدمش

ما دو تا رو از هم دور کردی

از تو انتظار نداشتم

به تو میگن مهربون؟!

واقعا از تو انتظار نداشتم

 

جمعه 28 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

تقدیم به سحرجون جون جون...جونیم

جا پای بوسه ی کیه؟، که مونده روی گونه هات

بالِ کدوم شاپرکُ، کشیدی تو روی لبات؟

 

چشات چه دیدنی میشه، وقتی تماشام میکنی

وقتی نگاهِ نازتُ، هدیه به چشمام میکنی

 

چشمای تو جامِ شراب

چشمای تو حوضِ عسل

چشمای تو دفترِ شعر

چشمای تو گنجِ غزل

 

وقتی که از تو دور میشم، تاریک میشه خونه ی من

غمِ تمومِ آدما، میفته رو شونه ی من

 

انگاری الماس می باره، وقتی چشمات بارونیه

پُر از ستاره میشه شب، تو چشمِ تو مهمونیه

 

چشمای تو جامِ شراب

چشمای تو حوضِ عسل

چشمای تو دفترِ شعر

چشمای تو گنجِ غزل

 

موجِ حریرِ دامنت، منو به رویا می بَره

قایقِ احساسِ منو، به سمتِ دریا می بَره

 

دو مصرعِ ابروی تو، رو هم دیگه یه بیت میشن

یه بیت که چشمای منو، سمتِ خودشون میکِشن

 

چشمای تو جامِ شراب

چشمای تو حوضِ عسل

چشمای تو دفترِ شعر

چشمای تو گنجِ غزل

 

پنجشنبه 27 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

....0215592

 

همین الان عشق خوبم با این شماره زنگ زد

و

سِمَت خدایی رو رد کرد!

 

گفت اگه خدا باشه دیگه نمیتونه رو زمین پیش من باشه

پس ردش می کنه!

 I LOVE HIM

پنجشنبه 27 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

آغاز

آری

 

  آغاز دوست داشتن است

 

    گرچه پایان راه ناپیداست

 

      من به پایان دگر نیندیشم

 

         که همین دوست داشتن زیباست

 

پنجشنبه 27 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

آرزو

 
آرزویم این است:

نرود اشک ز چشمت هرگز، مگر از شوق زیاد؛ و نشیند لبخند به سراپای وجودت، همه وقت.

دوست دارم که به پهنای شب و روز، تو عاشق باشی؛ عاشق آنکه تو را می خواهد، و به لبخند تو از خویش رها می گردد؛ و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد.

پنجشنبه 27 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |

ما اومديييييييييييييييييييييييييييييييم

سلام

امروز عیده لبخند

و در این روز قشنگ، این وبلاگ (Lucky-Lovers) کارش رو به صورت رسمی با مدیریت سحر و بهزاد آغاز میکنه

اییییییییییییییییییییییییییییییییینههههههههههههههههههههههههههههههههه

ما می ترکونیم

میگی نه؟ پس نیگاه کن

 

چهارشنبه 26 تیر1387 توسط سحر و بهزاد |



توی یکی از همین خونه ها،
همین نزدیکی ها،
دلِ یکی آتیش گرفته.
کسی یه چیکه آب بریزه رو دلِ ش
شاید خنک شه.

lucky_lovers_65@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme