دلم میخواد بارون بیاد ، شیشهی شب رُ پاک کنه !
دیوِ سیاهِ غصه رُ ، تو قطرههاش هلاک کنه !
دلم میخواد بارون بیاد ، ناودونُ نونَوار کنه !
کلاغِ پیرِ خونه رُ ، چلچلهی بهار کنه !
دلم میخواد بارون بیاد ، تا تو رُ همراش بیاره !
دستای نازنینتُ تو دستای من بذاره !
وقتی بارون میزنه دلم میخواد چترِ تو وا شه !
این کوچه بازم پُر از صدای پای ما شه !
وقتی بارون میزنه دلم میخواد که سرپناهم ،
سقفِ آبیِ روسریِ خیسِ تو باشه !
دلم میخواد با همدیگه ، برگای باغُ بشماریم !
تو دلِ هر خطُ خبر ، چهل کلاغُ بشماریم !
دلم میخواد که خطّای صورتِ آینه کم بشه !
سَرزدنِ ترانهها ، دوباره دَم به دَم بشه !
دلم نمیخواد پُلِ ما ، نامهی پنهونی بشه !
میخوام هوای کوچهمون ، دوباره بارونی بشه !
وقتی بارون میزنه دلم میخواد چترِ تو وا شه !
این کوچه بازم پُر از صدای پای ما شه !
وقتی بارون میزنه دلم میخواد که سرپناهم ،
سقفِ آبیِ روسریِ خیسِ تو باشه !
|