او را می پرستم
از دل و جان به او عشق می ورزم
عاشقش هستم
ولی، او مرا دوستی بیش نمی پندارد ...
در سر همهمه ای دارم
بی نهایت سوال ...
عاشقم من
خدای این را می داند
پس چرا دانه ی عشق را در دلش نمی کارد ؟!
آه
باز هم گِلایه
بس است ...
من، لحظه ای پا پس نخواهم کشید
انتخاب خود را کرده ام:
یا او، و یا مرگ
|